پنجشنبه پانزدهم آذر 1386
به نقل از وبنامه آبان ماه گل آقا
هدف از نگارش اين مثنوي گفتن ناز شستي به اهل قونيه است به جهت سرقت ادبي از سفره همسايه !
((بشنويد اي دوستان اين داستان
خود حقيقت نقد حال ماست آن))
بود مردي شاعر از ملك عجم
علم او خارج ز اعداد و رقم
از مغول ايلي به ملكش تاختند
كك به تنبان همه انداختند!
همچو مرغي در هياهو ها پريد
مدتي در خاك همسايه جهيد
عاقبت شاعر در آن جا در گذشت
ارث جد حضرت بيگانه گشت!
حرف حق را بشنو از اين پيرزن(!)
گر خطا گفتم بزن در گوش من
((هركسي كو دور ماند از اصل خويش
باز جويد روزگار وصل خويش!))
سنگ قبرش را به خط فارسي
مي نوشتند و نشد شاكي كسي!
مولوي حالا كه هشتصد ساله شد
روغني بر آش كشك خاله شد!
گرچه رفتم بنده چندي در كما
سال مولانا مبارك بر شما!
درب(!) ديزي بازو گربه روي بام
((پس سخن كوتاه بايد والسلام!))
نوشته شده توسط نسيم عرب اميري در ساعت 12:15 | لینک
|
