با سهميه اش محله سر سنگين شد
همسايه به همسايه خود بدبين شد
از باك فلان بن فلان حاجي شهر
يك قطره چكيد و نام آن بنزين شد!
ساقيا بده جامي زان شراب روحاني
تا دمي برآسايم زين حجاب ظلماني
شيخ بهايي
ساقيا بده وامي زان مسير پنهاني
تا شبي بلنبانم مرغ و غاز برياني
نرخ شير و پستانك ديدم و به او گفتم
عاقلا نكن كاري كاورد پشيماني!
بد ادا رفيق من مي كند به وضع من
اوخ و آخ پي در پي،ايش و ويش شمراني
وصله هاي تنبان را مي زنيم و خرسنديم
اي خدا عنايت كن طبع بند تنباني!
خانه مديران را از كرم عمارت كن
اين خرابه ما را ايزوگام ايراني!
ما زبان درازان را جز كتك نمي شايد
بر سر((اميري)) زن هر قدر كه بتواني
چند روزي ست كه تنها به تو مي انديشم
از خودم غافلم اما به تو مي انديشم
محمد سلماني
((چند روزي ست كه تنها به تو مي انديشم))
با كسي ديگرم اما به تو مي انديشم
بس كه قحطي شده در اين دل بي صاحب من
مي نشينم به تمنا به تو مي انديشم!
چيستي؟!شام كبابي؟!عسلي؟!خربزه اي؟!
كه فقط آخر شب ها به تو مي انديشم!
هيچ كس بعد تو آن پنجره را باز نكرد
((پشت آن پنجره حتي به تو مي انديشم))!
مرده شورت ببرد بس كه به من بد كردي
يا به قصاب محل يا به تو مي انديشم!
تو به پروين و فروغ ا لكي دلخوش باش
من در انديشه نيما به تو مي انديشم!
نه به آن تور سفيد و نه به آن خانه بخت
در كنار همه اينها به تو مي انديشم!
گمشو ديگر برو از صحنه شعرم بيرون
بي ليا قت به تو تنها به تو مي انديشم!
