يكي از دوستان براي مطلب استفاده بهينه از حافظ و سعدي ما نظر داده بودند كه((اين هم مصور مكتوبات شما!))
كليك كنيدالبته ما كه خودمان خواهر هستيم با ديدن اين همشيره هاي محترمه و موقره دامنمان از دست برفت!خدا به داد حافظ و سعدي و مولا نا وبابا طاهر!و…برسد كه به ضرس يقين في البداهه هفت بند بدن مبارك شان در آرامگاه ابدي به روي ويبره است!
((داد معشوقه به عاشق پيغام))
كه اديسون شده با من در جنگ!
برق چشمان مرا مي دزدد
مي برد خانه هر بي فرهنگ!
در جهان نوري اگر مي بيني
هست از تابش اين چشم قشنگ!
گوييا قصد رقابت دارد
يا كه نابودي چشمان پلنگ!
فلذا نامthomas تا زنده ست
((شهد در كام من وتوست شرنگ))
((گر تو خواهي به وصالم برسي ))
بايد الساعه كني عزم فرنگ
روي و سينه thomas بدري
قبر او را بكني با خون رنگ!
چون كه ويزا و سفر گشت ok
بعد پيمودن صدها فرسنگ
عاشق بي خرد تيشه به دوش
وحشي و عاصي و در دست كلنگ
خدمت مخترع از ياد ببرد
پي يك مشت اراجيف جفنگ
رفت و تابوت
thomas را بشكستجاي دل لامپ در آورد به چنگ!
روح thomas چو چنين ديد پريد
با غضب كوفت به پشتش اردنگ
لاجرم خورد جوانك به زمين
لامپ از دست كجش!خورد به سنگ
ديد با ناله و با سوز و گداز
آيد از خاك thomas اين آهنگ
واي سيماي جهان گشت سياه
آي چشمان زمين شد بد رنگ!
۱.
انگار كه درد بي دوا آمده است
واگير نگاه تا كجا آمده است
با تيتر درشت در حوادث خواندم
در كشور عشق هم وبا آمده است!
2.
من عاشق چشم هاي باراني ام
مفهوم تمايلات انساني ام
انقدر عصا به دست چشمم ندهيد
من مستحق نگاه درماني ام!
3.
در ساحل درياي نگاهم سد شد
از چشمه چشم بي گناهم رد شد
در مجلس ختم چشم هايش گفتند
من هم سرطان عشق دارم بد شد!