تبليغاتX
طنز،كاغذ،قيچي!

يكي از دوستان براي مطلب استفاده بهينه از حافظ و سعدي ما نظر داده بودند كه((اين هم مصور مكتوبات شما!))

كليك كنيد

البته ما كه خودمان خواهر هستيم با ديدن اين همشيره هاي محترمه و موقره دامنمان از دست برفت!خدا به داد حافظ و سعدي و مولا نا وبابا طاهر!وبرسد كه به ضرس يقين في البداهه هفت بند بدن مبارك  شان در آرامگاه ابدي به روي ويبره است!

+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 10:43 توسط نسيم عرب اميري

((داد معشوقه به عاشق پيغام))

كه اديسون شده با من در جنگ!

برق چشمان مرا مي دزدد

مي برد خانه هر بي فرهنگ!

در جهان نوري اگر مي بيني

هست از تابش اين چشم قشنگ!

گوييا قصد رقابت دارد

يا كه نابودي چشمان پلنگ!

فلذا نامthomas تا زنده ست

((شهد در كام من وتوست شرنگ))

((گر تو خواهي به وصالم برسي ))

بايد الساعه كني عزم فرنگ

روي و سينه thomas بدري

قبر او را بكني با خون رنگ!

چون كه ويزا و سفر گشت ok

بعد پيمودن صدها فرسنگ

عاشق بي خرد تيشه به دوش

وحشي و عاصي و در دست كلنگ

خدمت مخترع از ياد ببرد

پي يك مشت اراجيف جفنگ

رفت و تابوت thomas را بشكست

جاي دل لامپ در آورد به چنگ!

روح thomas چو چنين ديد پريد

با غضب كوفت به پشتش اردنگ

لاجرم خورد جوانك به زمين

لامپ از دست كجش!خورد به سنگ

ديد با ناله و با سوز و گداز

آيد از خاك thomas اين آهنگ

واي سيماي جهان گشت سياه

آي چشمان زمين شد بد رنگ!

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 18:19 توسط نسيم عرب اميري

۱.

انگار كه درد بي دوا آمده است

واگير نگاه تا كجا آمده است

با تيتر درشت در حوادث خواندم

در كشور عشق هم وبا آمده است!

2.

من عاشق چشم هاي باراني ام

مفهوم تمايلات انساني ام

انقدر عصا به دست چشمم ندهيد

من مستحق نگاه درماني ام!

 

3.

در ساحل درياي نگاهم سد شد

از چشمه چشم بي گناهم رد شد

در مجلس ختم چشم هايش گفتند

من هم سرطان عشق دارم بد شد!

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 22:56 توسط نسيم عرب اميري