تبليغاتX
طنز،كاغذ،قيچي! - كتاب(!)

از آنجا كه من هميشه به روز!مطلب مي نويسم (اشعار قبلي گواه ادعا ست!)اين شعر هم به بهانه برپايي هر ساله نمايشگاه كتاب در ارديبهشت ماه! و به اميد هر چه بالاتر رفتن فرهنگ صحيح كتاب و كتاب خواني!سرايش فرمودم!)كه البته طنز تلخي ست!

 كتاب(!)

 يار غاري هست واویلا كتاب

نام دارد بي جهت ليلا كتاب!

 آدمي با خواندنش آدم(!) شده

 آدمي را مي كند معنا كتاب!

 يك كتاب است و غبار خاطره

 سینه چاک و خسته و تنها كتاب!

 آنقدر چاپ كتاب آسان شده

 مي شود درهر كجا پيدا كتاب!

 هر چه تیراژش به بالا می رود

شهرتش هم می رود بالا کتاب !

نام هاي بعد نشرش جالب است

 ناشرش را مي كند رسوا كتاب!

 نام هاي مختلف دارد ولي

 می گذارم  نام آن يكجا كتاب!

 مي توان يك شب كرايه كرد و خواند

 یک شبش هم می کند دانا كتاب!

گاهي هم آنقدر جذبش مي شوي

 مي شود وا تا خود فردا كتاب!

  صبح تا شب فكر خواندن مي کني

 يك كتابت مي شود ده تا كتاب! 

 تا تواني هي بگير و هي بخوان

 خواندنش لطفي ست در دنيا كتاب !

 

نوشته شده توسط نسيم عرب اميري در ساعت 19:35 | لینک  |